حسین هنرمند، رئیس اتحادیه درودگران و صاحب مجتمع امدیاف هنرمند در گرگان، با بیش از ۴۵ سال تجربه در هنر درودگری، نماد استقامت و تخصص در صنعت چوب است. مجتمع هنرمند با بهرهگیری از پیشرفتهترین ماشینآلات آلمانی، طیف گستردهای از خدمات از جمله تبدیل ورق به PVC و اجرای پروژههای کابینت، کانتر و سرویس خواب را با تمرکز بر سه اصل «مشتریمداری، کیفیت و خوشقولی» ارائه میدهد. این مجموعه، نه تنها یک واحد تولیدی، بلکه مکانی برای آموزش هنر به نسلهای جدید است.
به گزارش روابط عمومی اتاق اصناف مرکزگلستان ،تصور کنید در پارک شهر گرگان، مردی ایستاده که در چشمهایش، خاطرهی یک عکس قدیمی میدرخشد؛ عکسی از روزی که هیچ سرمایهای نداشت، اما آرزوهایی به اندازه پهنای اقیانوس در دل داشت. او از روستاهای کاشمر به شهر آمد، نه با کیف پول پر، بلکه با ارادهای پولادین. پس از از دست دادن پدر در ۱۵ سالگی، او مجبور شد زودتر از موعد، بزرگ خانواده باشد. او نهتنها خانوادهاش را سر و سامان داد، بلکه با عشق به هنر درودگری، از یک نجار ساده به رییس اتحادیه و صاحب یک مجتمع صنعتی تبدیل شد. او کسی است که میگوید «هنر، بهترین سرمایه است» و با همین هنر، ۲۵ کشور جهان را زیر پا گذاشته است. با ما همراه باشید تا داستان زندگی و حرفهی «حسین هنرمند» را بخوانید؛ مردی که ثابت کرد با صداقت و صبر، میتوان از چوب، زندگی ساخت.
*آقای هنرمند، اگر بخواهید از اولین قدمهایتان در این مسیر طولانی بگویید، از کجا شروع میکنید؟
من متولد سال ۱۳۴۵ هستم. مسیر من از سال ۱۳۶۰ شروع شد. در ۱۵ سالگی پدرم را از دست دادم و چون فرزند بزرگ خانواده بودم، مجبور شدم از روستاهای اطراف کاشمر به شهر مراجعه کنم. اما بعد از مدتی، مسیر زندگی من به شهرستان گرگان کشیده شد و وارد حرفه نجار شدم. در سال ۱۳۶۴، پس از چند سال شاگردی، توانستم جواز کسب بگیرم و تا به امروز در همین شغل هستم. جالب است بدانید که پدر همسرم، استاد من در این حرفه بود. زمانی که از روستا به شهر گرگان آمدم، در پارک شهر گرگان یک عکس یادگاری گرفتم؛ هر از گاهی که آن عکس را نگاه میکنم، با خودم میگویم بدون هیچ سرمایهای شروع کردم و روی پای خودم ایستادم.
*مسیر رشد شما بسیار پرفراز و نشیب بوده؛ چطور توانستید از این مسیر عبور کرده و به جایگاه فعلی برسید؟
من با ادامه دادن همین شغل خانواده، توانستم خواهر و برادرهایم را سر و سامان بدهم. با ادامه کار، مغازه را آرامآرام گسترش دادم و در مقطعی، یک پروژه ۵۰ واحدی در تهران گرفتم که برای من حکم پله ترقی را داشت. البته به واسطه اینکه در سایر حوزههای ساختمان هم سررشته داشتم، این کار را به من سپردند. در مسیر رشد، اولین خط برش دستگاههای آلمانی را از نمایشگاه بینالمللی خریداری کردم و امروز نیز بروزترین ماشینها در اختیار کارخانه من در گرگان است. در این ۴۵ سال کار درودگری، حدود ۸۰ نفر نزد من آموزش دیدهاند و حتی مدتی در کارگاهم مشغول به کار بودهاند.
* حتما در این مسیر طولانی، لحظاتی برای شما سخت بوده؛ آیا تا به حال شکست را تجربه کردهاید؟
بله، در طی این ایام سه بار شکست خوردم، اما استقامت کردم، بلند شدم و دوباره روی پای خودم ایستادم.
* با توجه به این تجربه، بزرگترین دستاوردی که در زندگی و کارتان دارید چیست؟
بزرگترین دستاورد من، سالم کار کردن است. از نظر جایگاه حرفهای، ابتدا به مدت دو دوره بازرس اتحادیه درودگران و کارشناس فنی اتحادیه بودم و اکنون ۳ سال است که به عنوان رئیس اتحادیه درودگران شهرستان گرگان در حال فعالیت هستم. همچنین عضو کارگروه تخصصی صنایع چوب و مبلمان بسیج اتاق اصناف ایران هم هستم که ۱۳ عضو دارد. اما اگر بخواهم از نگاه شخصی بگویم، بهترین سرمایه برای انسان، هنر است؛ من به خاطر کارم به ۲۵ کشور خارجی سفر کردهام.
* فکر میکنید چه چیزی باعث شده مشتریان به شما وفادار بمانند؟
سه اصل ساده اما حیاتی باعث این وفاداری شده است: اول مشتریمداری، دوم کار خوب و سوم خوشقولی. ما در کارمان بسیار دقیق هستیم. تمام نجاران سطح استان با ما سر و کار دارند، کار ما برش PVC است و در کنار آن، کارهای اجرایی مثل سرویس خواب، کانتر، کابینت و غیره را هم انجام میدهیم.
* در بازار پررونق و گاهی بیرحم، چه درسی را از تجربه خودتان گرفتهاید؟
هیچ چیز بالاتر از راستی و درستی نیست.
به جرئت میتوانم بگویم که صداقتم باعث شد که تا اینجا موفق باشم. ضمن اینکه هیچوقت نخواستم راه صد ساله را یک شبه طی کنم.
*شما فرزندانی دارید که در همین حرفه هستند؛ چه پیامی برای نسل جوان و بهویژه فرزندانتان دارید؟
خداوند به من ۴ فرزند پسر عطا کرده که یکی از آنها در خارج از کشور در زمینه درودگری و مبل چستر مشغول به کار است و بقیه فرزندانم هم در همین حرفه مشغول به کار هستند. به فرزندانم گفتهام که سرمایه به راحتی جمع نمیشود و باید تلاش کرد. به جوانترها هم توصیه میکنم که صداقت داشته باشند، صبور باشند و به کار خود متعهد باشند. متاسفانه نسل جوان فکر میکند با کار کم باید سود کلان کسب کند اما من همیشه به آنها میگویم: «کاسه کج هیچوقت پر نمیشود.»